نابودى خویش و زیان دیگرى
در مَثَل است كه خر، مرگ خود را مى خواهد، تا به صاحبش زیان رسد!
نادانى خر چنین اقتضا مى كند كه براى انتقام ، به زیان قطعى خویش تن دهد، تا زیانى مشكوك به صاحبش برسد! بسیار معامله عجیبى است ! صد در صد به زیان خود و یك در صد به زیان دیگرى ! نابودى قطعى خود را مى خواهد، تا نیش خارى در پاى دیگرى بخلد! حیات و هستى خود را مى فروشد، تا سر مویى از دیگرى كم شود.
حسود چنین است ؛ زیرا رشك ، چشم و گوشش را بسته است ؛ شعورش را از میان برده و ادراكاتش را آلوده كرده است ؛ نمى تواند درست فكر كند و تشخیص صحیح بدهد و براى رسیدن به هدف شوم خویش ، نقشه اى صحیح طرح كند؛ لذا نقشه هایش در آغاز، خودش را مى سوزاند و سپس ‍ دیگرى را.
عجب این جاست كه حسود بر اثر اختلال ادراك به چنین وضعیتى خشنود است ؛ چون عقل سالم بر او حكومت نمى كند، تا دریابد كه نقشه نابودى خویش را كشیدن براى به دام انداختن دیگرى خردمندانه نیست . و این گونه فكر، نمونه اى از جنون و دیوانگى است .
سرّ حقیقى پیدایش این گونه افكار در حسود آن است كه پس از آن كه حسود از آزار رسانیدن به دیگرى نومید شد و دید كارى از دستش ساخته نیست ، مى خواهد به تصور آزار او - آرى فقط به تصور آزار دیگرى - دل خوش باشد؛ زیرا بر فرض هم منظورش عملى شود و آن دیگرى زیان بیند، در این وقت یا حسود زنده نمى باشد و یا بر فرض زنده بودن ، در حالى نیست كه بتواند لذت ببرد؛ زیرا خودش هم در اثر مبارزه ناتوان شده است ؛ پس به همان تصور باطل دل خوش مى كند و نیش و سوزش درونى خود را به این نوش داروى احمقانه ، مرهم مى نهد و خود را موفق مى پندارد كه خود نوعى جنون است .



دسته بندی : سخنان و آموزه ها ,